شناخت و بررسی فرهنگ های پیش از تاریخ بین النهرین از آغاز تا پایان جمع آوری غذا30 ص ورد قابل ویرایش

شناخت و بررسی فرهنگ های پیش از تاریخ بین النهرین از آغاز تا پایان جمع آوری غذا30 ص ورد قابل ویرایش

شناخت و بررسی فرهنگ های پیش از تاریخ بین النهرین از آغاز تا  پایان جمع آوری غذا30 ص ورد قابل ویرایش

۱- بین­النهرین­شناسی: مراحل مطالعات باستان­شناسی در بین­النهرین

الف) مراحل آغازین:

  • مورخان یونان باستان، گزنفون در اواخر قرن پنجم ق.م.، هرودوت در قرن چهارم ق.م. و استرابون در آغاز میلاد مسیح از برخی از شهرهای بین­النهرین بازدید و گزارش به عمل ­آوردند.
  • از قرون سوم و چهارم هجری (نهم و دهم میلادی) به این سو، مورخان و جغرافی­دانان مسلمان در کتاب­ها و گزارش­های خود از دوران باستان عراق مطالبی را ارائه کردند. 
  • در سده­های یازدهم و دوازدهم میلادی علاوه بر مورخان و سیاحان مسلمان، جهانگردان اروپایی نیز از بخش­های مختلف عراق و نقاط باستانی آن بازدید کردند.

 

ب) مرحله دوم:

- بازدیدها و گزارش­های جدی­تر و علمی­تر از نقاط باستانی عراق از قرن هفدهم میلادی آغاز گردید.

- آغازکننده این جریان یک اشراف­زاده ایتالیایی به نام پیترو دلاواله بوده است. وی در بابل و اور آجرنوشته­هایی به دست آورد و با خود به اروپا برد.

- رفته­رفته محققان تازه سربرآورده از نهضت­های علمی رنسانس و علاقه­مند به مطالعه شرق، بین­النهرین را زمینه مناسبی برای پژوهش­های خود یافتند.

- در نیمه قرن هجدهم میلادی کارستن نیبور دانمارکی مأموریت سفر به شرق را دریافت کرد و از کتیبه­های تخت­­جمشید رونویسی نمود و به دنبال مأموریت وی عده زیادی به کشورهای شرقی و از جمله بین­النهرین سفر کردند و به طرح­برداری و اندازه­گیری از ویرانه­ها، جمع­آوری آثار باستانی و رونویسی و نسخه­برداری از کتیبه­ها پرداختند.

- در اوائل قرن نوزدهم یک هیأت انگلیسی با هزینه دولت بریتانیا به بررسی باستان­شناسی در اطراف رودهای دجله و فرات پرداخت و آثار باستانی و اطلاعات فراوانی را از دوران گذشته بین­النهرین گردآوری نمود.

- اولین کاوش­های باستان­شناسی عراق که بیش­تر جنبه غارتگرانه داشت، در نیمه قرن نوزدهم توسط پال امیل بوتا، هنری لایارد و سپس راولینسون، لافتوس و تایلور در بابل، نیپور، بورسیپا، وارکا، لارسا و اور شکل گرفت.

- در سال 1842 میلادی امیل بوتا، کنسول فرانسه در موصل، نخستین حفاری باستان­شناسی در عراق را در شهر آشوری خورس­آباد به انجام رساند.

- در سال 1845 میلادی سِر هنری لایارد انگلیسی در نمرود و نینوا دست به حفاری زد.

- اینان آثار زیادی کشف و به اروپا منتقل کردند. یکی از مهم­ترین گنجینه­های مکشوفه، کتابخانه آشوربانی­پال، آخرین پادشاه قدرتمند آشوری، بود که از شهر نینوا به دست آمد و شامل نوشته­های ادبی، علمی، مذهبی و تاریخی به خط و زبان بابلی و آشوری بود. 

- پژوهشگران موفق شدند خط آشوری- بابلی را در سال 1847 م. کشف رمز کنند.

 

- از سال 1853 تا 1873 میلادی به مدت 20 سال کار اکتشاف در بین­النهرین به دلیل وقوع جنگ در شبه­جزیره کریمه متوقف شد.

- در سال 1873 حفاری در بین­النهرین توسط جورج اسمیت انگلیسی از سر گرفته شد.  

 

ج) مرحله سوم:

- در واقع بعد از این دوره فترت 20 ساله، در باستان­شناسی عراق از نظر هدف­مندی، تحولی ایجاد شد ولی روش کاوش همان روش­های قدیمی بود.

- در سال 1877 میلادی امیل دوسارزاک، کنسول فرانسه در بصره، در تل تلّوح، شهر سومری گیرسو یا لاگاش، دست به حفاری زد که منجر به کشف آثار فراوان از جمله استل معروف به کرکس­ها و هزاران لوحه سومری گردید.

- با کشف شواهد تمدن سومری باستان­شناسان بیش­تری علاقه­مند به کاوش در بین­النهرین شدند که اصلی­ترین هدف آن­ها کشف مجسمه، کتیبه، اشیای هنری، خشت، آجر و سفال و ارسال آن به اروپا برای پرکردن موزه­ها و مجموعه­های خصوصی بود. ولی اینان با آن­که اهداف علمیِ ضعیفی داشتند با شور و شوق بی­نظیر به کاوش و جستجو پرداختند و راه را برای انجام کارهای بسیار مهم علمی گشودند.

- کاوش هیأت آمریکایی در نیپور از سال 1887 توسط اشخاصی چون هیلپرشت، پیترز و هاینس آغاز شد.  

- به موازات این کارهای عملی در عراق، دانشمندان زیادی در مراکز پژوهشی، دانشگاهی و کتاب­خانه­های اروپایی به تحقیق روی آثار باستانی و مدارک مکتوب مکشوفه از تمدن­های بین­النهرین سرگرم شدند.

- اینان، خط سومری را در سال 1900 میلادی کشف رمز کردند و به ادبیات بیش­تری از دنیای باستان دست یافتند.

 

- از ابتدای قرن بیستم هیأت آلمانی به سرپرستی رابرت کُلدوی حفاری در بابل را آغاز کرد. شناسایی و معماری دیوارهای خشتی برای اولین بار توسط آلمانی­ها صورت پذیرفت و همین امر باستان­شناسی بین­النهرین را متحول کرد.

- والتر آندره آلمانی، دستیار کلدوی، از 1902 تا 1914 م. آشور، اولین پایتخت آشوریان، را کاوش کرد.

- کاوش آثار خشتی در بابل و آشور توسط آلمانی­ها با گمانه­های لایه­نگاری و تعیین دوره­های تاریخی و گاه­نگاری نسبی هم­راه بود.

- در همین اثنا، سر فلیندر پیتری طبقه­بندی و گونه­شناسی سفال را در مصر پایه­گذاری کرد و کتاب معروف اصول و مبانی لایه­نگاری را نوشت.

- باستان­شناسان سایر ملیت­ها برخلاف آلمانی­ها زیاد پایبند روش­های نوین باستان­شناسی و لایه­نگاری نبودند.

 

- گفته هرودوت را در باره مصر که هدیه­ای است از رود نیل، می­توان به سرزمین بین­النهرین تعمیم داد و اذعان کرد که بین­النهرین هدیه رودهای دجله و فرات است. رودخانه­های پرآب دجله و فرات و شعبات فراوان آن­ها از دیرباز رسوبات فراوان خود را بر بستری از سنگ­های رسوبی میان فلات­های ایران و عربستان و سرزمین­های شرقی مدیترانه ته­نشست کرده و دشت­هایی رسوبی و حاصل­خیز پدید آورده­اند.

- در سال ۱۹۰۰ میلادی ژان ژاک دمورگان نظریه نوسانات شدید سطح آب خلیج فارس از دوران پارینه­سنگی تا دوره­های آغاز تاریخی را مطرح ساخت؛ به عنوان دو مثال؛ خلیج فارس

- در دوران پارینه­سنگی میانی تا حوالی تنگه هرمز عقب­نشینی داشت به­طوری که یکی از مسیرهای عبور انسان آفریقا در نظریه خروج از آفریقا به سمت شبه قاره هند و آسیا بوده است.

- از سوی دیگر، در دوران نوسنگی تا نزدیکی بغداد پیش­روی داشته و پس از آن رفته­رفته عقب­نشینی داشته است.

- طرح این نظریه بر کمیت و کیفیت پژوهش­های باستان­شناسی در بین­النهرین تأثیر گذاشت.

 

- از سال 1914 تا 1918 م. فعالیت­های باستان­شناسی در عراق به دلیل وقوع جنگ اول جهانی متوقف شد.

- با تصرف بغداد توسط انگلیسی­ها، حکومت عثمانی­ها بر بین­النهرین پایان یافت و از این پس این سرزمین، عراق نامیده شد.

 

 

 

د) مرحله چهارم:

- پس از جنگ اول جهانی و به دنبال تجزیه دولت عثمانی و به­وجودآمدن دولت­های جدید عربی، دولت­های استعماری و امپریالیستی سیاست تدوین یک هویت جدید و شناخت گذشته و ترسیم یک چهره فرهنگی جدید از ملت­های عربی را به منظور جلب اعتماد این ملت­ها و آشنایی بیش­تر با گذشته آن­ها تعقیب نمودند.

- کاوش­های کمپل تامپسون در 1918 م. در اور و اریدو، هال در اور در سال 1919 م. و سر لئونارد وولی از 1922 تا 1932 م. در اور نمونه­هایی از پژوهش­های باستان­شناسی در مرحله چهارم هستند که با لایه­نگاری و دقت و رعایت موازین علمی همراه بوده­اند.        

- در سال 1928 م. آلمانی­ها نیز به عرصه باستان­شناسی بین­النهرین بازگشتند و در اروک/ وارکا کار کاوش را شروع کردند و نقشه معماری معابد اواخر هزاره چهارم ق.م. را ترسیم و لوحه­های گلی منقوش مربوط به مراحل ابتدایی خط میخی را به فراوانی کشف کردند.      

- خانم دوروتی گارود باستان­شناسی پارینه­سنگی بین­النهرین را در سال 1928 میلادی با حفاری در غار زارزی واقع در 20 کیلومتری شمال سلیمانیه آغاز کرد.

- ابزارهای سنگی زارزی با صنعت ابزارسازی نوع گراوتین اروپا (پارینه­سنگی جدید) هم­زمان و قابل مقایسه است.      

- گارود در مرحله بعدی غار هزارمرد را که آن هم در نزدیکی سلیمانیه واقع است مورد کاوش قرار داد. وی در این­جا آثاری قدیمی­تر از زارزی کشف کرد و آن­ها را هم­زمان با صنعت سنگ موستری (پارینه­سنگی میانه) معرفی نمود.

 

- از اواخر دهه 1920 م. کار کاوش مؤسسه شرق­شناسی دانشگاه شیکاگو در خورساباد به طور گسترده آغاز شد.

 

هـ) مرحله پنجم:

- در دهه 1930 م. در چارچوب یک برنامه پژوهشی در منطقه دیاله واقع در شمال شرقی بغداد محوطه­های باستانی تل خفاجه، تل اسمر و تل عقرب و در شمال بین­النهرین نیز محل­هایی نظیر نینوا، ارپاچیه، تل براک و چغار بازار بازشناسایی، شناسایی و کاوش شدند.

- نتایج کاوش­های چند دهه گذشته در بین­النهرین به­ویژه کاوش­های دهه ۱۹۳۰ م. در دو گردهمایی یکی در بغداد در سال 1929 م. و دیگری در شهر لیدن هلند در 1931 م. ارزیابی و تحلیل شد.

- بین­النهرین­شناسان بر اساس این دو گردهمایی به­ویژه گردهمایی لیدن، تاریخ تحولات و دوره­های فرهنگی بین­النهرین را بر پایه گونه­شناسی سفال تشریح و به شرح زیر مورد توافق قرار دادند: